دست نوشته ها: گفته های آتشین سعید قائم مقامی در مورد امید۵۷ ( امید جمشیدی )

گفته های آتشین سعید قائم مقامی در مورد امید۵۷ ( امید جمشیدی )

یکی از بزرگترین اشتباهات جامعه ما این است که معنی درست کلمات و واژه ها را نمی دانیم و یا اگر هم می دانیم از آنها استفاده درست نمی کنیم.
یکی از این واژه ها مبارز است که تفادت زیادی دارد با سیاستمدار.
مبارز کسی است که آرمانگرا است و برای رسیدن به آرمانها و خواسته های خودش تلاش می کند.
اما سیاستمدار قدرت طلب است و همیشه مبارزات ابزاری بودند در دست سیاستمداران که از آنها استفاده ابزاری کنند.
به هر روی من خودم را یک مبارز می دانم و نه یک سیاستمدار. اصولا از سیاست و سیاستمدار هم اصلا خوشم نمی آید.
همیشه هم گفتم که یک مبارز خوب آن مبارزی است که بی صدا به جلو می رود مبارزه اش را می کند و بی صدا هم به عقب برمیگرد و خودش را برای مبارزه بعدی آماده می کند.
یک مبارز هیچ وقت دنبال کسب شهرت و معروف شدن نیست.


من هم به سهم خودم سالیان دراز است که بی سر و صدا به سهم خودم و در حد توان خودم مبارزه کرده ام اما همیشه سعی کردم از منتشر شدن اسم و مشخصاتم جلوگیری کنم و ناشناس باقی بمانم اما الان مدتی است که احساس می کنم افرادی فرصت طلب سعی در سوء استفاده از مبارزات من و افراد دیگری مثل من دارند که سالها است در حال مبارزه هستیم و برای همین هم نقاب را از چهره برداشتم و آمدم تا اینگونه افراد را زیر سئوال ببرم. چون دلم می سوزد وقتی می بینم کسانی که سالها سکوت کرده بودند و خودشان را با مشکلات و زندگی شخصی سرگرم کرده بودند به یکباره وارد صحنه مبارزه شده اند و سعی می کنند از آب گل آلود ماهی بگیرند.

یکی از کارهائی که من در طی این مدت کردم و به آن افتخار می کنم افشای فروش دختران ایرانی به کشورهای همسایه و چگونگی قاچاق اعضای بدن مثل کلیه و ... بوده.

این موضوع مربوط می شود به سال 1383 و در آن دوران مصاحبه های زیادی با رسانه های مختلف داشتم.

یکی از این مصاحبه ها با آقای سعید قائم مقامی در رادیو صدای ایران بود که بعد از پایان مصاحبه آقای قائم مقامی نزدیک به دو دقیقه  صحبتهائی را در رادیو کرد که گاهی وقتی به آن گوش می دهم انرژی و قدرت خاصی می گیرم.

این تکه از گفته های آقای سعید قائم مقامی را برای آن کسانی می گذارم که می گویند امید جمشیدی کیست و تا حالا کجا بوده.

ما بودیم , هستیم و خواهیم بود اما شما چطور دوست عزیز؟


0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر