دست نوشته ها: اگر کفر نبود

اگر کفر نبود

این مطلب را در تاریخ  دوشنبه، 26 آبان ماه ، 1382 در همین تارنما منتشر کردم که فکر می کنم دوباره خواندن آن ارزش دارد.

اگرکفر نبود
اگر می توانستم
می رفتم روی هر دو پاهام می ایستادم و یقه خدا را می گرفتم
یقه خدا را می گرفتم و آنقدر براش گریه می کردم تا شاید به حرفهام گوش بده
آخه می دانی فاصلمون با خدا زیاد شده و صدامون به گوشش نمی رسد
فرشته ها هم تو کارشون ، کار شکنی می کنند و صدای ما را به گوش خدا نمی رسانند.
آره
آخ ، اگر می توانسم
اگر کفر نبود


می رفتم و روی هر دو پنجه پام می ایستادم و یقه خدا را می گرفتم
یقه خدا را می گرفتم و بهش می گفتم:
خدایا به یکی آنقدر قدرت و توان دادی تا هر کاری دلش خواست بکند
به یکی صدای زیبا دادی تا درد دلش را فریاد بزند
به یکی دل خوش دادی که هیچ چیزی برایش مهم نباشد
در این میان به من و امثال من هم یک دل یکبار مصرف ، شیشه ای دادی
آره اگر می توانستم ، اگر کفر نبود یقه خدا را می گرفتم و می گفتم:
خدایا چی می شد به ما هم یک دل ضد ضربه نشکن از همانهایی که به دیگران دادی و می دادی؟
آره اگرکفر نبود
آخ
به خدا می گفتم:
خدایا گلایه من برای خودم نیست.
به من زندگی راحت و آسوده دادی و سپاس.
اما خدایا آنی که مادری که مجبور برای سیر کردن شکم بچه هاش خودفروشی کند چه گناهی کرده؟
آنی که برای گفتن حرف حق به زندان می رود چه گناهی کرده؟
آره اگر می توانستم
اگر کفر نبود
یقه خدا را می گرفتم و با گریه هام فریاد می زدم:
همه میگن مهربانی ، بخشنده ای ، قادر و رحمان و رحیمی
این است؟
این سات مهربانیت؟
این است بخشندگیت؟
این است قدرتت؟
اگر مهربانی و و بخشندگی این است که صد رحمت به بنده هات.
چون هنوز هستند در میان بنده هات کسانی که انسان هستند.
کسانی که انسانیت را می فهمند.
اره فریاد می زدم:
باز کن چشمات را
باز کن گوشات رو
فریاد می زدم:
ببین این بشر دارد با اسم تو چه کارها می کند.
می گفتم خدایا ما که بنده تو ایم ، وقتی می بینیم یک چیزی خراب است و کار نمی کند سعی می کنیم درستش کنیم و اگر درست نشد به دور بیاندازیم.
پس چرا کاری نمی کنی؟
مگر نمی بینی در این زمین چه می گذرد؟
آره اگر کفر نبود فریاد می زدم:
یک کاری بکنی.
آره آدمها خدا هم دیگر با ما قهر کرده و به حرفامون گوش نمی دهد.
فرشته های خدا هم در کارشان کار شکنی می کنند
پس بیایید اگر حالا که همه چیز از ما برگردانده با هم باشیم.
بیایید اگر هنوز دریچه کوچکی در قلبمان هست که نور انسانیت از آن می تابد ، آن دریچه را باز کنیم.

بیایید انسان باشیم.
بیایید با هم باشیم
بیایید عاشق باشیم

امید57

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر